رادوینرادوین، تا این لحظه: 14 سال و 4 ماه و 18 روز سن داره

یکی یکدونه مامان

عشق های زندگی من

1393/3/31 12:38
نویسنده : رومینا
286 بازدید
اشتراک گذاری

در گوش  پسرم  زمزمه میکنم معنی دوست داشتن را .

هر شب بالُنی از ستاره ؛

برای آغوشش ذخیره  دارم .

تا شبش پر شود از عاطفه .

بسترت پر از ستاره  نازنینم.

 

.

شاه پسرم ٬ یگانه ام ٬ دردانه ام ٬ زندگی پر از بال و پرم  ٬

نوشتن نام ۱۰۰  ها گل برای چشمهایت کم است .

 

.

بابا احسان تو فرشته ای ... یه فرشته ی مهربون .

یه فرشته با دستهایی پر از محبت ...پر از امنیت ...پر از احساس .

بابایی

همیشه برای پسرمون یه نشونه ای .

نشونه ای از خوبی ٬ استقامت ٬ مردانگی و عاطفه .

بابااحسان 

همیشه با ما باش .

پنجشنبه ایی عروس امید (پسر عمه ام ) بود خیلیییییییییی بهمون خوش گذشت تو هفت سنگان مراسمشون رو برگزار کردن .   رادوین جون  عزیز دلم رو هم  دوست ندارم زیاد تو شلوغی ببرم چون خودش خیلی اذیت میشه .   و حتما باید سر ساعت بخوابونمش وقت خوابش هم همیشه 11 شب هست به همین دلیل تو بردنش خیلی مردد بودم  چون از وقت خوابش بگذره  اذیت میشه . ولی احسان جون گفت که ببریم و ما هم قبول کردیم ولی من و بابایی همش در اختیار  رادوین بودیم بالای 50 بار به دستور شاهزاده  از پله ها بالا پایین رفتم اونم  با کفشهای پاشنه بلند خسته  خلاصه ساعت 11 شب شد  من و احسان  راهی   شدیم به سمت ماشین  و اینقدر تو هفت سنگان چرخ زدیم تا گل پسرمون خوابید خیالم راحت شد که رادوین اذیت نشد و به موقع خوابش رو کرد .  خیلیییییییییییییییییییی ناز میرقصید  .   یه حرفها میزنه که  از خنده غش میکنم قه قهه  انگلیسی فارسی باهامون حرف میزنه صبح  میگه مامان  چییر  سنگ (سنگین) صندلی رو بلند کرده بعد سنگین بود . به صندلی میگه چییر (انگلیسی)  

show me your left hand  بعد رادوین دست چپ رو میاره بالا . عاشق اون لحظه ام 

show me your right hand  بعد دست راست رو میاره بالا 

 مهسا جون(مربی ) هم به خاطر امتحانات دانشکاه  چند روزی نتونست بیاد   خونمون  ولی دوباره از این هفته کلاسهاش شروع میشه . 

 .   روزه جمعه هم  پدر و پسر برای خودش تنهایی رفته بودن فدک  و کوهنوردی  و بعد هم با همدیگه رفته بودن اش حلیم خورده بودن  (جای من  خالی)  حسابی بهشون خوش گذشته بود  البته هر جمعه کار پدر پسر همینه که با هم تنهایی خوش بگذرونن.  عصرش هم من قرار بود که برم پا تختی  و رادوین و احسان جون رفتم مسابقفه اسلالوم و حسابی ترکونده بودن . و غذای رادوین رو هم داده بود و خوابونده بودش  و به من اس مس زده که با خیال راحت بشین  من  رادوین رو حموم بردم و غذاش هم دادم و خوابوندمش . من هم   با زن عمو  و فاملهاش که از شمال اومده بودن تو پارک تمدن  زیبا شهر بودیم احسان عزیز و رادوینم نفسم  دوستتون دارم .  

رومینا .  . 

پسندها (4)

نظرات (10)

الهه مامان مبین
31 خرداد 93 15:28
چقدر ناز خوابیدی گل من . همیشه سلامت باشی رادوین عزیزم آفرین به آقا احسان که همیشه کمک رومینا جونه بوووووووووووووس برای رومینا و رادوین ماهم
رومینا
پاسخ
ممنون الهه جون خیلی خوشحال شدم که دیگه اون سختی رفت و امد و استرس ها تموم شد و اومدی . ممنون از کامنت قشنگت
شکوفه مامان مانی و پانی
31 خرداد 93 16:07
عزیزم از خدا میخوام که عشقتون همیشه پایدار باشه و هر روز بیشتر شه و سه تاتون و البته نینی یا نینی های بعدی:-D همیشه در کنار هم شاد باشین:-) میبوسمت از راه دور
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییییییییییییییییییییییییییی از دعای قشنگت . نی نی رو خوب اومدی چون چند وقته که ذهن ما رو مشغول کرده
عاطفه مامان ستیا
31 خرداد 93 18:54
اون عکس سه نفرتون خیلی خوشگلههههههههمیشه به عروسی و پاتختی و.. اتفاقا ماهم دیشب عروسی بودیم ستیا هم یه آتیشی سوزوند که نگووووووووو همیشه از اینور به اونور در حال دویدن بود
رومینا
پاسخ
ممنون عاطفه جونم از دست این بچه هاااا هزار ماشاالله شیطون بلایی هستن باور کن قر تو کمرم مواد نشد درست حسابی برقصم که قرون ستیای جونم بشم که مثل رادوین ما شیطونی میکنه
مامان مهنوش
1 تیر 93 23:23
چه عکس دوست داشتنی..عکس سه نفره..و عکسهای این مرد کوچولو هم که معلومه..عالیین..ایشالا جمع سه نفره تون همیشه خوش و خرم و سلامت باشید
رومینا
پاسخ
ممنون از لطفت مهنوش جونم . مرسیییییییییییییییییییییییی
مامی فرزانه
3 تیر 93 0:48
گل پسر ناز مثل یه فرشته خوابیده عزیزم .رومینا جون خدا این پدرو پسر خوبو برات نگه داره برای خودتم بووووووس بوووووس بووووووووووس
رومینا
پاسخ
فدات شم دوست خوبم یه دنیا گل تقدیمت
مامانی رادین
3 تیر 93 2:45
رومینا جون ایشالا همیشه سایه آقا احسان بالاسر هردوتون باشه و کنار هم شاد زندگی کنین و مامانی من رمز ندارم اگه میشه به منم رمزو لطف میکنی اگه نمیشه و نمیتونی واقعا ناراحت نمیشم. اشکال نداره
رومینا
پاسخ
ممنون ازدعای زیبات . عزیزم شما دیگه دوست خوبم هستی این چه حرفی هست .
سحرمامی آرتین
3 تیر 93 10:51
عزیزم سلام بااجازتون من شمارلینک کردم.شماچی؟
رومینا
پاسخ
سلام سحر جون منم شما رو لینک کردم . تازه من زودتر لینک کردم همون موقع که کامنت گذاشتم
سحرمامی آرتین
4 تیر 93 0:57
سلام عزیزم ببخشیدیه سوال داشتم:میشه منم رمزداشته باشم؟
مامان کیان کوچولو
4 تیر 93 15:05
ای جانم عزیزم خیلی عکساتون خوشگل شده ... مبارکه عزیزم .. همیشه میومدم پست هاتونو میخوندم اما با گوشی سخت بود نظر بزارم عزیزم . بابت تاخیر مارو ببخشید ...
رومینا
پاسخ
مرسیییییییییییی که به ما سر میزدید اتفاقا چند بار اومدم وبلاگ ولی فهمیدم که داری جابجا میشین پیش خودم گفتم پس حسابی سرت شلوغه . اگه نزدیکت بودم میومدم کمکت
عاطی مامان آوینا
7 تیر 93 19:26
عشقتون جاودان عزیزم.عکستون حس خیلییییی خوبی داره.پر از ارامشه
رومینا
پاسخ